|
بجز بار پشیمانی
نبستیم جوانی را سفر
کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال
چه هستیم عجب آشفته
بازاریست دنیا عجب بیهوده
تکراریست دنیا چه رنجی از محبتها
چشیدیم برهنه پا به
تیغستان دویدیم نگاه آشنا در این
همه چشم ندیدیم و ندیدیم و
ندیدیم سبکبالان ساحلها
ندیدند بدوش خستگان
باریست دنیا مرا در اوج حسرتها
رها کرد عجب یار وفاداریست
دنیا عجب آشفته
بازاریست دنیا عجب بیهوده
تکراریست دنیا میان آنچه باید
باشد و نیست عجب فرسوده
دیواریست دنیا عجب خواب
پریشانیست دنیا عجب یار وفاداریست
دنیا عجب دریای طوفانیست
دنیا
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد. (( صادق سرمد ))
گذر كردم ز قبرستان زمانی رسیدم بر سر قبر جوانی به زیر قبر می نالید و میگفت رفیقان قدر یكدیگر بدانی
گر که در
خویش شکستیم صدایی نکنیم خود بتازیم
به هر درد که از دوست رسد بهر بهبود
ولی فکر دوایی نکنیم جای پرداخت
به خود بر دگران اندیشیم شکوه از
غیر خطا هست، خطایی نکنیم یاور خویش
بدانیم خدایاران را جز به
یاران خدادوست وفایی نکنیم یادمان
باشد اگر خاطر دل تنها ماند طلب عشق ز
هر بی سر و پایی نکنیم گر که
دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم تا بهاران
نرسیدست هوایی نکنیم گله هرگز
نبود شیوهء دلسوختگان با غم خویش
بسازیم و شفایی نکنیم یادمان
باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر
شدنش ساز و نوایی نکنیم پر پروانه
شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم
ز غفلت، من و مایی نکنیم و به هنگام
نیایش سر سجادهء عشق جز برای دل
محبوب دعایی نکنیم مهربانی
صفت بارز عشاق خداست یادمان باشد
از این کار ابایی نکنیم
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
كاش مـي شـد در كنـارت عاشـق و ديوانـه بـودن
|
About![]()
من نمی دونم این عشق و عاشقی چیه؟؟؟ Archivesآبان 1387مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
محکوم به تنهایی |